چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۵:۰۶

معرفی کتاب/ نهمین جشنواره کتابخوانی رضوی

راز آن بوی شگفت

منابع جشنواره

«راز آن بوی شگفت» داستانی است با زبان شاعرانه که در آن ابر و گنجشک و سایر موجودات هم نقش دارند و اثر با انبوهی از خرده روایت های به هم پیوسته جلو می رود.

کتاب: راز آن بوی شگفت

نویسنده: فریبا کلهر

انتشارات: به نشر

احسان رضایی- فریبا کلهر، رمان نویس و نویسندۀ پرکاری است که فعالیت خود در حیطه ادبیات داستانی کودک و نوجوان را از دهه 1360  و با حضور در مجله های «رشد» آغاز کرده و تألیفات زیادی نیز در این حیطه از خود برجای گذاشته است. او حدود 13 سال، یعنی از بدو تأسیس سروش کودکان تا سال های ۱۳۸۲ سمت سردبیری ماهنامه «سروش کودکان» را برعهده داشت و با زبان کودکان آشنایی بسیار خوبی دارد.

فریبا کلهر تا کنون صدها قصه و رمان برای دو گروه سنی کودک و نیز نوجوان نوشته است و کارهای ارزشمندی در بازنویسی افسانه های قدیمی و آشنایی با مشاهیر انجام داده است. با چنین پیشینه ای می توان توقع داشت که «راز آن بوی شگفت» هم که رمانی در حوزۀ نوجوان با محوریت زندگی امام هشتم، حضرت رضا (ع) هست، اثری قابل توجه باشد که چنین هم هست. 
«راز آن بوی شگفت» داستانی است با زبان شاعرانه که در آن ابر و گنجشک و سایر موجودات هم نقش دارند و اثر با انبوهی از خرده روایت های به هم پیوسته جلو می رود. سه خط اصلی داستانی در این رمان عبارتند از سیر تاریخی زندگی امام رضا(ع) از مدینه تا مرو و اتفاقات بعدی تا شهادت امام؛ داستان یکی از شیعیان امام در مینه به اسم سلیمان که بعد از هجرت امام رضا (ع) تصمیم می گیرد به دنبال امام بیاید و در راه با فردی به اسم اَخرس روبرو می شود که نسبت به او بدبین است، اما او هم تغییر می کند و عاقبت با هم به مرو می رسند و سلیمان تا آخر در خدمت امامش می ماند؛ و بالاخره خط سوم داستانی، ماجرای مردی است به اسم ابوعبدالله که در بیابان رفتار راهزن ها می شود، آنها چون به او شک می کند که گنجی پنهان داشته باشد او را اسیر می کنند و همراه خود می برند و شکنجه اش می کنند، از جمله در شب سرد او را با لباس نازک بیرون نگه می دارند و دهانش را پر برف می کنند، تا حرف بزند که بدتر او قدرت تکلمش را از دست می دهد ولی با کمک همسر یکی از دزدان که از این رفتار ظالمانه خسته شده می گریزد. ابوعبدالله و پسرش برای زیارت امام(ع) و شفا گرفتن راهی مرو می شوند، در مرو به سلیمان و اخرس که متحول شده برمی خورند، پسر با زنی یک چشم که یک پایش هم معلولیت دارد آشنا می شود. روزی که موفق به زیارت امام(ع) می شوند، زن هم می آید و معلوم می شود همان کسی است که ابوعبدالله را نجات داده بوده. امام به ابوعبدالله راهی برای درمان زبانش می گوید و با دعایش زن را شفا می دهد. هرچند داستان بعد از این هم ادامه پبدا می کند و تا شهادت امام رضا(ع) و نیز سرنوشت خلیفه مأمون را هم می خوانیم، اما تا آن بخشی از رمان که همۀ این سه خط داستانی و ماجرای افراد مختلف به زیارت امام رضا(ع) و حل مشکلشان ختم می شود، یکی از هیجان انگیزترین رمان های مذهبی است که می شد برای نوجوان ها پیشنهاد داد. 

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
2 + 13 =