سه‌شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۸:۱۹

یادداشت کتابدار/

نگاهی به سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا

جشنواره خاطره نويسي

سازمانی که به خلاقیت های وجودی پرسنل در قالب مکتوب کردن خاطرات بها می دهد، یک سازمان انسانی و یک سازمان اصیل فرهنگی است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نصرت اله امیری خواه، کتابدار لرستانی در یادداشتی از زوایای گوناگون به بررسی سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضای کتابخانه های عمومی پرداخته است. متن این یادداشت را در ادامه می خوانید.


سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا که توسط نهاد کتابخانه های عمومی کشور برگزار شد، جشنواره ای با ابعاد مختلف بود. در نگاه اول به نظر می رسد نهاد با تجمیع خاطرات همکاران و اعضا به دنبال «تولید محتوا» و ایجاد یک «جریان رسانه ای» در معرفی هر چه بهتر جایگاه و نقش کتاب و کتابخانه در فرآیند های توسعه ای(چه فردی و چه اجتماعی) است. اگر سومین جشنواره خاطره‌نویسی کتابداران و اعضا، تنها همین یک کار کرد را داشته باشد، باید تصدیق کرد که سیاستگذاران و طراحان این برنامه فرهنگی، شیوه مناسبی را در مواجهه با چالش های پیش روی نهاد اتخاذ کرده اند.

فرهنگ در درازنای تاریخی خود امری مستقل، ناخودآگاه، خودبه‌خود و تاریخی بوده است. آیین‌ها و مناسک، احساسات و عواطف، اخلاق و دین، به‌صورت ضمنی و مستتر، عرصه نمایش و باز تولید فرهنگ بوده‌اند؛ اما فرهنگ در معنای امروزی آن، مقوله‌ای کم‌وبیش آگاهانه و سازمان یافته است؛ یعنی تمام فعالیت‌های فرهنگی، ادبی، هنری و خلاقه و یا به تعبیر کلی‌تر، فرهنگ عمومی تحت تأثیر نهادهای گوناگون مانند مراکز آموزش و مؤسسات فرهنگی، رسانه‌های جمعی و امثال این‌ها است. به تعبیر دیگر، رفتار، گفتار و باورهای انسان امروزی، به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم، با واسطه یا بی‌واسطه، تحت تأثیر نهادهای جمعی و عمومی، سازمان یافته است. رسانه های مکتوب و دیجیتال و شبکه های اجتماعی یکی از این نهاد های عمومی هستند که در شکل دهی و جریان سازی های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نقش بسیار تاثیر گذار و مهمی دارند و باز نمایی یک پدیده در رسانه ها و ارائه تحلیل و تفاسیر مختلف نسبت به آن، در جلب توجه عامه مردم و حتی مسئولان (در سطوح مختلف کشوری و استانی) نقش بسیار پر رنگی دارد.

طراحی سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا، که در آن توان فرهنگی همکاران و جامعه گسترده و متنوع اعضا دیده شده است، طراحی و تدبیری هوشمندانه است. به عبارت دیگر، نهاد در راستای مرتفع ساختن یکی از ضعف ها و چالش هایی که سیاستگذاران آن را به عنوان اولویت مطرح کرده اند(عدم حضور جدی درحوزه های عمومی- رسانه ای) از ظرفیت های فکری و فرهنگی همکاران و اعضا در جهت تبدیل این چالش به فرصت بهره برده است و این رویکرد جای بسی خوشبختی دارد.

از سویی دیگر، معتقدیم هر گاه یک فعالیت خلاقه و معنادار به ویژه در حوزه فرهنگ انجام می شود، باید در راستای بازنمایی آن تلاش کرد. هر چند اساسا هیچ فعالیتی نمی‌تواند فاقد معنا باشد، اما برخی از فعالیت ها، جنبه های خلاقه و معناداری را یاد آور می شوند که شرط انصاف، تایید و کمک به نهادینه سازی آن اندیشه است. سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا یکی از این برنامه های کیفی است که(بدون هیچ گونه اغراقی) به شکل بسیار شگفت آوری، برنامه ای معناساز و البته صد در صد مرتبط با ذات فرهنگی نهاد کتابخانه های عمومی کشور است.

سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا فرصتی بود تا از سویی به «خاطرات» و از سویی دیگر و در تعبیری کلان، به «خاطره نویسی به عنوان شیوه ای از نوشتن» از زوایه ای نو بنگرم.

خاطره نویسی به مثابه نوعی معرفت

علم و معرفت «فقط» حاصل نگاه پوزیتیویستی به جهان و هستی نیست، کمااینکه در تاریخ بشری بسیاری از معارف و علوم بر پایه یک کشف و شهود باطنی و یک جرقه ذهنی شکل گرفته است. در بسیاری از حوزه‌های علوم انسانی و اجتماعی، تحلیل یا ارائه قرائت های فردی از یک پدیده اجتماعی یا انسانی مانند تفسیر یک متن، تحلیل یک رفتار، تحلیل یک واقعه یا پدیده اجتماعی و ... می تواند سر آغاز یک جنبش فکری و معرفتی شود. بسیاری از اکتشافات و دستاورد های بشری، حتی در حوزه علوم طبیعی و علوم محض، حاصل همین ادراک ها و جرقه های ذهنی است. البته نگاه پوزیتیویستی معتقد است که علمی قابل تکیه است که بر روش شناسی قاعده مدار و قابل آزمون استوار باشد. این شیوه مواجهه با علم و محدود کردن آن در بستر های روش شناختی و آزمایش شده، علاوه بر این که باعث نادیده انگاشتن بخش عمده ای از دستاورد های علمی بشری در طول تاریخ می شود، از «علم و امر علمی» فقط تعبیری محدود به (science)را می پذیرد. این دیدگاه البته مخالفانی جدی دارد، که معتقدند نمی توان، دانش (knowledge) را در علم پوزیتیویستی و تجربه گرا (science) محدودکرد. دکتر نعمت الله فاضلی از اندیشمندان صاحب نام حوزه فرهنگ در بخشی از یادداشتی به تبیین این دو گانگی و کشمکش می پردازد:

«در دهه ۱۹۶۰ و بعد از آن، دستگاه معرفت‌شناسی پوزیتیویستی نقد شد و فهم‌های تازه‌ای از علم و به‌ویژه از جایگاه روش به وجود آمد. یوهانس گادامر در ۱۹۶۰ با انتشار کتاب حقیقت و روش بر ماهیت تفسیری و بین‌الاذهانی بودن علم تأکید کرد و عینیت‌گرایی روش‌شناختی را زیر سؤال برد و اساس جایگاه روش را متزلزل ساخت. او در آغاز نسخه ترجمه‌شده همین کتاب (گادامر، ۱۳۹۴) نوشت:

بازاندیشی خودآگاهانه و منطقی که گسترش و پرورش علوم انسانی را در سده نوزدهم به‌بار آورد اساساً بر پایه مدلی از علوم طبیعی بنیان نهاده شده بود. مشکل اینجاست که در علوم انسانی کسی نمی‌تواند ماهیت یا روح انسان را در دست بگیرد و همانند علوم طبیعی آن را با سنجه‌های این علم طبیعیِ قاعده‌مندِ پیشرو اندازه بگیرد. ماهیت علمی که با تاریخ و جامعه سروکار دارد، نمی‌تواند با روش‌های علوم طبیعی فهمیده شود. در هر صورت، حتی اگر تاریخ را با آنچه امروزه «علم» نامیده می‌شود، تطبیق دهیم و فرض کنیم که برای تاریخ هم می‌توان حکمی بیرونی و جهان‌شمول صادر کرد، باز هم ماهیت تاریخ اجازه نمی‌دهد که [همانند علوم طبیعی] قانونی فوری کشف کنیم و آنگاه برای همه جهان آن را صادر کنیم. نمی‌توان تنها یک جنبه از انسان را شناخت و آن را به ‌عنوان یک کل قلمداد و بر پایه آن پیش‌بینی کرد. آنچه اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، اهمیت دادن به فهم یک پدیده انسانی در یک قالب و ساختار تاریخی خاص خود است. وانگهی فهم چنین پدیده‌هایی همانند فهم علوم طبیعی نیست که در پی شناخت و آنگاه ساختن یک قانون جهانی باشدـ یعنی درباره همه انسان‌ها، گروه‌ها و دولت‌ها نظری یکسان دهدـ بلکه تنها در پی کشف این نکته است که چگونه این مردمان یک پدیده اجتماعی را شکل داده‌اند یا چگونه آن را می‌فهمند.»*

معرفت علی الخصوص در حوزه علوم انسانی و اجتماعی(و به تعبیری فرهنگ) فقط حاصل نگاه پوزیتویستی نیست، بلکه ما بسیاری از معرفت های زندگی خویش را از لا به لای تجربیات عادی و روز مره زندگی کسب کرده ایم. زندگی روز مره و عادی ما در خیابان، خانه، اداره، نوع مصرف، پوشش، ذائقه و ... به شدت بیانگر معناهای مختلفی است، که ما سعی داریم بر خود الصاقشان کنیم و حال این که علم پوزیتیویست چگونه می‌تواند آن ها را تعبیر و تفسیر کند؟!

از این رو گرد آوری خاطرات همکاران و اعضا، به عنوان یک فعالیت فرهنگی علاوه بر این که فرصتی برای رویت پذیر ساختن و مستند کردن ایده ها، نگاه ها و ظرفیت های وجودی همکاران است، به اشتراک گذاری نوعی دانش و معرفت است. خاطرات همکاران به عنوان تجربه های زیسته آنها (که اینک مکتوب شده)، نه فقط یک شکل ادبی یا متنی زیبا شناسانه، بلکه نوعی دانش و معرفت است. دانش و معرفتی برخاسته از عمق احساسات و تجربه های وجودی همکاران که می تواند مجموعه نهاد را در تحقق به اهداف خویش کمک کند.

نوشتن به مثابه امر وجودی

  • نوشتن امروزه یک مهارت پایه است و معنایی بیش از نگارش دارد. نوشتن خلاق(خاطرات) به تعبیر جامعه شناختی آن، آشنایی زدایی از امر واقع و امر روزمره است. جور دیگر هستی را دیدن و معنادار کردن است.
  • نوشتن، ایده فردی را در معرض عموم قرار دادن است.
  • اساسا اندیشیدن، پردازش نماد ها است. گاهی این پردازش به کمک نماد های صوتی(موسیقی)، گاهی به کمک رنگ(نقاشی)، اشیا(معماری و مجسمه سازی)، گاهی ترکیبی از این ها(سینما) و گاه به کمک کلمات(نویسندگی) انجام می شود. نوشتن نوعی فرصت برای اندیشیدن و باز اندیشی است.
  • نوشتن نوعی خود شناسی و خود انتقادی است.
  • نوشتن نوعی کنش رهایی بخش است؛ رهایی از جزمیت ها و کلیشه های ذهنی.
  • نوشتن نوعی برساخت ایده است.
  • نوشتن فرصتی برای خود شکوفایی و خود بیانگری است.
  • نوشتن فرصتی برای تقویت با هم بودن است.
  • نوشتن به تعبیر پل تیلیش، فرصتی برای شجاعت یا شجاعت خود بودن است. 
  • نوشتن فرصتی برای بحث و گفت وگو، در یک ساحت عقلانی شده است.
  • نوشتن به اشتراک گذاری ایده ها و ایده آل ها است.
  • هنگامی که با داده های متنوع و متکثر پیرامون خود، یک ایده را خلق و ابداع می کنیم، اولین نفری که آن ایده و تحلیل را مصرف می کند، خود نویسنده است. نوشتن نوعی تولید و مصرف فرهنگی است.
  • نوشتن فرصتی جهت فهم بهتر از یک پدیده، یک ایده و یک کنش و یک مفهوم است.
  • نوشتن بهترین قالب برای ثبت تجربیات فردی است.
  • نوشتن ارتقای ذهن آدمی از طریق ارتقای زبان آدمی است.
  • نوشتن نوعی مهارت منظم و روش مند برای اندیشیدن و سامان دادن به اندیشه ها است.
  • نوشتن ترجمان هستی در قالب کلمات است.

سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا، نوعی گفت و گو و مفاهمه بین ذینفعان درباره چالش های پیش روی ما در نهاد کتابخانه ها است. سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی بود تا با هم بیاندیشیم که ما به عنوان کتابدار، هستی را چگونه معنا می کنیم؛ با هم بیاندیشیم که غایت حرفه ما چیست؛ سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی بود تا در محضر وجدان خویش، سوال کنیم، که چقدر وجود و حضور ما توانسته است باری از دوش یک مراجعه کننده بر دارد؛ آیا تعهد انسانی خویش را به جامعه، با ارائه حداکثری خدمات انجام داده ایم؛ آیا شغل خود را فقط به عنوان یک شغل، یا به عنوان یک فرصت، برای خدمت به جامعه و عشق ورزی به هستی نگریسته ایم؛ آیا در طول خدمت خود دغدغه انسان و کمک به تعالی و توسعه انسان را داشته ایم؛ آیا حظی از خدمت در حوزه فرهنگ برده ایم که بخواهیم آن را به دیگران نشان دهیم؛ سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی بود تا دستاورد های شخصی و شغلی خویش را مرور کنیم؛ آیا دست آورد های ما پست و مقام و ... بوده است، یا همان لحظه های معنوی و روحانی بوده که توانسته ایم خنده ای بر لب یک عضو بنشانیم؛ سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی بود تا با خود بیاندیشیم که کتابدار، یک کارمند بخش بوروکراتیک نیست! کتابداری یک معلمی و یک فضیلت و یک شغل انسانی است؛ سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی برای گفتکو بین همکاران بود تا با هم بیاندیشیم که رسالت تاریخی ما چیست. تصور ما از مراجعین به کتابخانه ها چیست. سومین جشنواره خاطره نویسی فرصتی بود برای بستن عهدی مجدد با پرودگار سمیع و بصیر که، بارالها یاریم فرما تا حضور من، بتواند غمی از چهره ای بزداید.

سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا یک ایده فرهنگی فاخر

معناهای مختلف ارائه شده از مفهوم نوشتن در این مقام (ناظر به خاطرات به عنوان نوعی از نوشتن است)، نشان گر این مهم است که اداره کل فرهنگی نهاد، یک موضوع اصیل فرهنگی(خاطرات) را محور برنامه خود قرار داده است. چه شیرین که خاطرات ما، از تلخی ها و مرارت ها گرفته، تا شادکامی ها و لبخند ها، که عین ذات و وجود انسانی ما است، محور این برنامه قرار گرفته است و این به معنای تولید امری زیباشناسانه(فرهنگی) در یک سازمان فرهنگی است. بدون شک فرهنگ، به معنای توسعه، عمق بخشی، معنا دهی و به اشتراک گذاری همین تجربیات و احساسات روزمره ما است.

سومین جشنواره خاطره نویسی کتابداران و اعضا، تنها یک ایده فرهنگی فاخر نیست، بلکه در توجه به جزئیات و ظرافت های عملی با ایجاد فرایند های منطقی و شفاف مانند ایجاد دو بخش، ویژه کتابداران و اعضا، اعلام موضوعات خاطرات، شاخص های داوری، شاخص های انتخاب داوران، ارائه شیوه نامه اسلوب نگارش خاطره، تعریف خاطره، تشریح چگونگی و چرایی خاطره-نویسی و... نیز یک ایده فرهنگی فاخر است. برنامه ای با ویژگی های ممتاز فوق الذکر که به اعلان عمومی بارم بندی و شاخص های داوری آثار، توجه جدی دارد حتما از بینشی روشن الهام می گیرد که آثار ارسالی(کتابداران و اعضا) را «حق الناس» می داند و این اتفاق مهم، یک حرکت رو به جلو و نشان دهنده بلوغ سازمانی نهاد فرهیخته کتابخانه های عمومی کشور است.

ممکن و حتی طبیعی است که کیفیت خاطرات ارسالی چندان درخشان و حائز خلاقیت و بلاغت های ادبی و تصویر سازی های روشن و... نباشد، (از زعم نگارنده) این اصلا مهم نیست. مهم نفس برنامه است که به دنبال بر ساخت یک کیفیت است. نوشتن روی دیگر سکه خواندن است. نوشتن(خاطرات) برای کتابداران تلنگری برای خواندن است. نوشتن برای اعضا نیز تلنگری است، تلنگری برای شناخت ارزش های نوشتن.

سازمانی که این گونه به خلاقیت های وجودی پرسنل در قالب مکتوب کردن خاطرات بها می دهد، یک سازمان انسانی است، یک سازمان اصیل فرهنگی است. اکنون می توان خوشحال بود که تعبیر مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) که فرموده اند: «نهاد کتابخانه های عمومی یک نهاد صد در صد فرهنگی است»، با طراحی چنین برنامه های کیفی و خلاقه ای در عمل تحقق یافته است.


* فاضلی، نعمت الله. تشویش نوشتن بازیابی در 110/http://www.farhangshenasi.ir/persian/node

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
9 + 4 =