یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۶ - ۰۹:۳۸

همراه با نویسنده کتاب پوتین های مریم، در طرح کتابخوان شهریور ماه

فریبا طالش‌پور: مرور خاطرات مریم امجدی روحیه دفاع از میهن را تقویت می‌کند

پوتین های مریم

فریبا طالش‌پور، مصاحبه‌کننده و تدوینگر کتاب «پوتین‌های مریم» با اشاره به چگونگی شکل‌گیری این اثر گفت: مطالعه خاطرات مریم امجدی نشان می‌دهد که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که نوجوانان و جوانانش حتی بادست خالی، مانند شیر از خاک خود دفاع می‌کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، کتاب «پوتین‌های مریم» با مصاحبه و تدوین فریبا طالش‌پور، یکی از ۴ کتاب حاضر در طرح کتابخوان شهریورماه نهاد کتابخانه های عمومی کشور است که در سال ۱۳۸۱ از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است. این کتاب که حضور و رشادت‌های «مریم امجدی» در جبهه‌های دفاع مقدس را روایت‌ می‌کند، به عنوان یکی از آثار محوری برای فعالیت‌های کتابخانه‌های عمومی کشور در شهریور ماه معرفی شده است.

فریبا طالش‌پور، مصاحبه‌کننده و تدوینگر کتاب «پوتین‌های مریم» درباره چگونگی شکل‌گیری این اثر گفت: در حدود سال ۱۳۸۰ در دفتر ادبیات و هنر مقاومت، با تأسیس واحد بانوان جلساتی برای افزایش اطلاعات و آگاهی در زمینه تاریخ شفاهی و نحوه انجام مصاحبه در این زمینه برگزار شد، که طی آن بنا شد خاطرات تعدادی از بانوان خرمشهری که در عرصه مقاومت در سال‌های دفاع مقدس فعال بودند، ضبط و ثبت شود. به این ترتیب تعدادی از اسامی این بانوان مطرح شد که به صورت اتفاقی و بدون شناخت قبلی قرار شد که من برای انجام مصاحبه به سراغ خانم مریم امجدی بروم.

وی افزود: با ایشان تماس گرفتم اما به دلیل تواضع با این موضوع موافقت نکردند. همچنین خانم امجد به دلیل سردردهای شدیدی که بخشی از آن، یادگار دوران دفاع مقدس بود، تا حدودی برخی از این خاطرات را از یاد برده بودند. اما پس از چند تماس تلفنی و چند دیدار حضوری توانستم موافقت ایشان را برای ضبط خاطرات‌شان کسب کنم تا نسل جوان ما بتوانند واقعیت‌های دوران دفاع مقدس از حضور زنان در این عرصه را لمس کنند.

طالش‌پور درباره فعالیت‌های مریم امجد در دوران دفاع مقدس گفت: خانم امجد در سن ۱۷ سالگی، علاوه بر اینکه از امدادگران بومی خرمشهر بودند، همراه گروه ابوذر (گروهی از برادران رزمنده)، با یک اسلحه ژ۳ دو خشابه در نبرد با دشمنان بعثی شرکت می‌کردند و در مقابل دشمن خط آتش می‌بستند. ایشان مستقیما در رزم مستقیم دخیل بودند و مدتی هم خدمه توپ ۱۰۶ بودند که کار بسیار سنگینی است و کمتر بانویی را در دوران دفاع مقدس سراغ داریم که تا این حد به رزم مستقیم نزدیک بوده‌اند.

وی درباره مراحال انجام این مصاحبه‌ها نیز توضیح داد: کار مصاحبه با خانم امجد را از تابستان سال ۸۰ آغاز کردم و طی بارها مراجعه و ساعت‌ها گپ و گفت، انس و الفتی بین ما ایجاد شد که تا پس از انتشار کتاب هم ادامه یافت. برخی از این دیدارها به دلیل همان سردردهای شدید و کم‌رنگ شدن برخی خاطرات، با حضور دوستان و هم‌رزمان ایشان برگزار می‌شد تا آنها با انتقال برخی موضوعات، خاطرات را به ایشان یادآوری و ایشان برای من بازگو می‌کردند.

وی ادامه داد: در نهایت حاصل این مصاحبه‌ها کتابی با عنوان «پوتین‌های مریم» شد و که در آن خاطرات خانم مریم امجد از دوران کودکی تا آزاد شدن خرمشهر بر اساس توالی زمانی آورده شده که تنها در مواردی معدود، به دلیل ایجاد جذابیت بیشتر، مقداری جابه‌جایی در برخی مطالب ایجاد و تعدادی عکس و سند نیز در انتها به این کتاب ضمیمه شد.

طالش‌پور درباره ویژگی‌های بارزِ راوی کتاب «پوتین‌های مریم» گفت: ایشان بسیار جسور و با شهامت بودند و این شهامت و جسارت، باوجود گذر ایام در طول ضبط مصاحبه‌ها، همچنان در ایشان مشاهده می‌شد. ایشان همچنین قدری شوخ طبع بودند که این شوخ‌طبعی همانگونه که در بیان خاطرات وجود داشت، در قالب اثر نیز گنجانده شده است. در نهایت همان سردردهای شدید باعث شد ایشان به کما بروند و در نهایت در سال ۱۳۹۰ به دیدار حق شتافتند.

وی با ابراز خرسندی از معرفی کتاب «پوتین‌های مریم» در طرح کتابخوان شهریور ماه در کتابخانه‌های عمومی سراسر کشور، عنوان کرد: وجود این گونه کتاب‌ها در کتابخانه‌های عمومی و برنامه‌ریزی و اجرای طرح‌های خلاقانه با محوریت این کتاب‌ها، علاوه بر اینکه به توزیع عادلانه فرصت‌های فرهنگی کمک می‌کند، به تثبیت بهتر محتوای این آثار در ذهن و دل نوجوانان و جوانان می‌انجامد.

طالش‌پور تأکید کرد: مطالعه این کتاب این حس را به خواننده خود القاء می‌کند که من در کشوری زندگی می‌کنم که اگر نیاز باشد، نوجوانان و جوانانش با کمترین امکانات و حتی بادست خالی، مانند شیر از آب و خاک و ناموس خود دفاع می‌کنند و نمی‌گذارند که دشمن به حریم کشور شان تجاوز کند. از این جهت تقوریت روحیه مقاومت، دفاع و شجاعت ارمغان این کتاب برای جوانان و نوجوانان خواهد بود.