به گزارش روابط عمومي نهاد كتابخانههاي عمومي كشور، دكتر محمد حسنزاده، پژوهشگر و عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس با بيان اين مطلب گفت: مطالعه خواندن روزنامه، مجلههاي تخصصي، كتابهاي مختلف و به دستآوردن اطلاعات از طريق رسانههاي غير چاپي را دربر ميگيرد. بنابراين وقتي از توسعه كتابخواني صحبت و بر مبناي آن استراتژي فرهنگي تدوين ميكنيم، قسمتي از مطالعه را به معناي تمام آن قلمداد كردهايم. بهتر است در استراتژي فرهنگي، ابتدا به توسعه آگاهي اشاره و سپس به ترويج فرهنگ مطالعه اقدام كنيم. در گام بعد، مي توانيم به زمينهسازي براي دستيابي به اطلاعات مفيد از همه محملهاي اطلاعاتي بپردازيم.
اين محقق تاكيد كرد: در تدوين استراتژي فرهنگي خود درباره توسعه مطالعه دچار كجروي اساسي شدهايم و به جاي تاكيد بر آگاهي بر كتاب تاكيد داريم. در شرايط كنوني كه شمارگان كتابهاي چاپ شده در كشور پايين است و با غلبه رسانههاي اطلاعاتي مدرن روبه رو هستيم، كتاب بخش در حال گذر انتقال اطلاعات محسوب ميشود. بنابراين با تاكيد بر كتابخواني صرف، جامعه را به قهقرا دعوت ميكنيم نه پيشرفت.
دكتر حسنزاده افزود: به جاي پرداختن به سرانه كتابخواني بايد مانند كشورهاي پيشرفته به سرانه مطالعه توجه كنيم. سرانه مطالعه در جهان با گذشت زمان دچار تحول ميشود،زماني دقايق و ساعات كتاب خواندن مطرح شد، سپس به آمار خواندن مجلهها و روزنامهها نيز پرداختند و اكنون مطالعه صفحات اينترنت نيز مطرح ميشود.
وي با بيان اين مطلب كه زمينهسازي براي دستيابي اقشار مختلف به محملهاي اطلاعاتي رسالت اصلي دولتها ست، گفت: بيشترين تلاش دولتها بايد فراهم كردن زمينه دسترسي به محملهاي اطلاعاتي، آموزش استفاده مناسب از اين محملها و تشويق نويسندگان به توليد محتواهاي موردنياز باشد. در صورتي كه اين سه گام اصلي برداشته شود، جامعه ما اطلاعباور ميشود.
مولف كتاب «مديريت دانش، مفاهيم و زيرساختها» خاطر نشان كرد:
در بحث فرهنگي مطالعه، كمي كردن و پايينآوردن مفهوم كيفي براي ارايه يك عدد مشخص كاملا اشتباه است. براي بالا رفتن سرانه مطالعه بايد به پرسشهايي چون«در راستاي مطالعه چه موانعي وجود دارد؟»، «آيا زيرساختهاي رسيدن به منابع اطلاعاتي فراهم است؟» و «آيا محتوا به آساني منتقل ميشود؟» پاسخ دهيم.
دكتر حسنزاده تصريح كرد: در كشورهاي پيشرفته شاخص سواد بالا ست و دستگاه فرهنگي تمام اهتمام خود را براي فراهم كردن زيرساخت لازم براي دستيابي به محصولات فرهنگي به كار ميبرد. جوامع پيشرفته به صورت تقريبي وارد عصر اطلاعات شدهاند، به گونهاي كه مردم براي انجام مناسبات اجتماعي و امور روزمره ناگزيرند به مطالعه روي آورند.
عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس افزود: تار و پود جامعه اطلاعاتي با آگاهي و مطالعه تنيده شده و مردم اين جامعه نيازمند تبليغ مطالعه نيستند و آنچه نياز دارند، زيرساخت دستيابي به منابع اطلاعاتي است. انسان به ذات آگاهي جو ست و اين آگاهي جويي در ايرانيان نيز وجود دارد. در عين حال با وجود رشد شتابان باسوادي در كشور ما، هنوز آموزش مستمر نهادينه نشده است. ضمن اينكه دسترسي به محصولات فرهنگي ضعيف است.
دكتر حسنزاده معتقد است، بايد با توجه به برنامههاي توسعه از جمله سند چشمانداز 20 ساله، زمينه لازم را براي همگامي ادراكي جامعه با افقهاي دانشمدارانه فراهم كنيم. در اين ميان بايد دستگاههاي فرهنگي تمام توجه خود را به رفع نياز اطلاعاتي سه قشر توليد كننده محتوا(نويسندگان، مترجمان و ...)، توزيع كنندگان محصولات اطلاعاتي شامل كتابخانهها و مراكز آموزشي پژوهشي و مصرف كنندگان اطلاعات معطوف كنند.